پایان تلخ بهتر از تلخی بی پایان !

همینطوری به ذهنم رسید این جمله ..

ما که پایان و تلخ و غصه و اینجور چیزا رو گذاشتیم کنار .. هرچه بادا باد ..!!

 ( یعنی هرچی خدا بخواد !‌ )

خب قرار بود روز دوم اردو رو تعریف کنم که اصلا حالشو ندارم ! بیخیال ..

می رسیم به روز آزمون !

روز آزمون با هم دیگه قرار داشتیم جلو سازمان ! رفتم دیدم هاله منتظره و خیس شده ..

خلاصه گفتیم بریم داخل ببینیم همینه یا اونیه که اونور خیابونه ! همین که خواستیم بریم داخل

این نگهبانه راه ورودی رو بست !  گفتم اااا هاله چرا اینجوری کرد ؟! هاله گفت نمی دونم !

همینطوری تو شک و تردید بودیم که دیدم یه آقایی اومدن و خم شدن و رد شدن ! گفتم خب هاله

مگه ما چیمون کمتر از این آقاهه ست ؟! بیا بریم تو !

خلاصه ما هم از زیرش رد شدیم که یه هو نگهبانه از پشت داد زد : خانوم کجا ؟! من و هاله هم

تازه فهمیدیم چی شد و چی شد زدیم زیر خنده .. آقاهه که دیگه مرده بود از خنده .. نمی تونست

حرف بزنه ! بعد من خیلی سریع جو رو عوض کردم و گفتم ما اومدیم برا آزمون و اینا .. بعد آقاهه

گفتن : ساختمون روبه رو طبقه دوم ! بعد من خواستم دیگه واقعا جو عوض شه و حرفشو تکرار کنم

تا تایید کنه گفتم : ساختمون دوم طبقه دوم ؟! ( واقعا اینطور شنیده بودم  ) آقاهه که دیگه

 واقعا مرده بود از خنده ! این هاله ی دیوونه هم زده زیر خنده می گه ساختمون رو به رو ! ساختمون

دوم چیه دیگه ..!

خلاصه همونجا دیگه مطمئن شدیم که درست رفتیم و آزمون همونجاست .. گفتیم چه جوری بریم

بیرون که ضایع نشیم ؟!  همون لحظه یه ماشینه می خواست بره بیرون ما هم پشت سرش

رفتیم بیرون ! و بعد زهره اومد ! گفتیم خب چه جوری بریم داخل ؟! خیلی خیلی عادی ..

طوری که انگار من و هاله اصلا تا حالا داخل نشده بودیم خیلی خیلی خیلی جدی وارد اتاق

نگهبانی شدیم ! ( آقاهه همین که من و هاله رو دید زد زیر خنده .. یه آقای دیگه هم بودن ایشون

پرسیدن که:

کجا می رین ؟! منم خیلی جدی گفتم : ساختمون روبه رو طبقه دوم ! آزمون داریم !! ای کاش یه

اون لحظه یه عکسی از اون آقاهه می نداختیم .. فکر کنم تو عمرش این همه شاد نشده بود ..

 بلاخره ما اینیم دیگه  )

بعدش رفتیم سالن بالا .. هرکی رو می دیدیم سلام می دادیم  یه اتاقی هم بود که نوشته

بودن همکاران متحرم لطفا بدون هماهنگی وارد نشین که ما می خواستیم وارد شیم  )

بعد رفتیم اتاق رو پیدا کردیم ! چند نفر داخل یه اتاق بودن .. در رو زدیم و من گفتم : ببخشین

گفتن که با آقای .. (‌اسمشون یادم نیست ) هماهنگ کنیم .. گفتن برین حالا زوده ! بعد من

گفتم ببخشین می شه یه خورده درو زودتر باز کنین که حداقل جابه جا شیم ؟! گفتن حالا برین

 بعد !

رفتیم نماز خونه شو پیدا کردیم و می خواستیم بریم داخل که دیدم هاله غش کرده از خنده !

هی می گم چی شده چی شده ؟! می گه جورابامو نگاه کن  یه جورابش مونده بود داخل

کفشش .. اینم جریان داشت ! آخه مرحله ۱ بدون استثنا همه مون پاهامون یخ زده بود .. هاله

اندیشیده بود که باز همچین بلایی سرش نیاد و واسه همین دوتا جوراب پوشیده بود  )

بعد من گفتم هاله به جان خودم اگه می خوای بخندی نریم داخل ! هاله به زور منو برد داخل

و همین که رفتیم داخل اتاق کوچک .. آقایونی که نماز می خوندن یه هو همگی بلند نماز خوندن

 و ما احساس می کردیم که الآنه سقف بیاد رو سرمون .. بعد این هاله مسخره بازی در آورد ..

گفتم من نمی مونم..

میای بیا .. نمیای نیا ! خلاصه ما دوتا در اومدیم بیرون ! بعد از مدتی زهره هم به ما پیوست و رفتیم

جلو ساختمون دیدیم شبنم و مامانشون هم اومدن ! من اشاره می کردم که شبنم از اتاق نگهبانی

بیا .. یه لحظه نگاه کردم دیدم آقاهه داره می خنده ! گفتم خوبه حداقل امروز یه نفرو شاد کردیم

بعد شبنم و مامانشون اومدن برامون آرزوی موفقیت کردن و رفتن ! (‌ واقعا ممنون از لطفشون )

بعد دیگه رفتیم بالا و هی زهره استثنا گفت و ما هی قاطی کردیم  جواب تناقض هفته ی آخر بود

ولی زمانش اصلا مناسب نبود ..  ولی از اونجایی که اینجور چیزا به ما اثر نمی کنه بیخیال شدیم !

بعد رفتم و به آقاهه گیر دادم که نمی شه درو زود باز کنین ؟! با کلی منت بلاخره یه ذره زودتر باز

کردن..حالا می خواستیم بریم داخل .. هاله باز می خواست کفششو دربیاره جورابش می موند

 داخل کفشش .. بعد پاشو می کرد تو کفشش که دفعه بعد با هم دربیان که نمی شد ..

خلاصه قبل از آزمون روحیه ۱۰۰ بود ولی بعدش دقیقه صفر شد !

اصلا اینا مهم نیست ..

حالا مرحله ۱ ما بعد از آزمون با هم ناهار رفتیم بیرون و بعد رفتیم سینما ! یه فیلم خیلی خیلی

مسخره که ما چهار نفر با ۳ نفر دیگه بودیم که داشتیم فیلم می دیدیم !  فیلم دو خواهر..

هی شبنم می گفت ‌: بچه ها فکر نمی کنین این به سن ما نمی خوره ؟

ما هم زده بودیم زیر خنده و واقعا می خندیدیم ! بعد دیگه شبنم فیلمو نگاه نمی کرد و ساعتشو

نگاه می کرد .. اگه آزمون نداده بودیم حتما فلش کارتاشو می خوند ! مهم فیلم نبود که ! مهم این

بود که باهم بودیم !

بعد مرحله ۲ هم واسه عصرونه با هم بیرون بودیم و خواستیم بریم سینما که دیدیم دیگه دیره ..

بعدشم باز فیلمش از اونایی بود که احتمالا آخرش به چهار تا ازدواج ختم می شد

بعد دیگه بارون شدید  شد و پیاده تا خونه !

و بعد هم تو خونه صحنه های وحشتناکه دیگه و دیگه !

و بعد حرفای دوستای خوبی مثل آقا سپهر و ...

و بعد هم پایان !

پاسخنامه سوالات تستی المپیاد شیمی بیستمین دوره

 

پاسخنامه سوالات تستی المپیاد شیمی بیستمین دوره

سایت آقای اسداللهی

ممنون که اطلاع دادین !

 خدایا کفر نمی‌گویم،

پریشانم،

چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!

مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی.

خداوندا!

اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی

لباس فقر پوشی

غرورت را برای ‌تکه نانی

‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌

و شب آهسته و خسته

تهی‌ دست و زبان بسته

به سوی ‌خانه باز آیی

زمین و آسمان را کفر می‌گویی

نمی‌گویی؟!

خداوندا!

اگر در روز گرما خیز تابستان

تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی

لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری

و قدری آن طرف‌تر

عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌

و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد

زمین و آسمان را کفر می‌گویی

نمی‌گویی؟!

خداوندا!

اگر روزی‌ بشر گردی‌

ز حال بندگانت با خبر گردی‌

پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.

خداوندا تو مسئولی.

خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن

در این دنیا چه دشوار است،

چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است.

"دکتر شریعتی"

" تقدیم به کسی که خودش می دونه   و روز تولدش با روز تولد دکتر شریعتی یکیه !!! "


آغازی دوباره !

اول تبریک می گم به نگار جوووووووووون که نمایشگاه زده ........ انشاالله با بچه ها مزاحم

 می شیم بعد می رسیم به خاطرات !

قرار بود کلاس داشته باشیم با آقای ف.ع (‌ مراجعه به پست قبلی و لینک داده شده ) یه روز

 قبلش که نشستیم هرچی تناقض و سوال اینا بود رو نوشتیم ! که مثلا بپرسیم و بعد رفتن ایشون

 دیگه سوالی نمونده باشه ! در کنار این لیست من داشتم یه لیست دیگه می نوشتم از خوراکی

 ها !!

هرچی نوشته بودمو که بچه ها خط زدن گفتن مگه می ریم پیک نیک ؟! خیلی نامردی کردن !

زهره می گفت با یه های بای تا عصر می تونیم بمونیماا ..  ولی من گفتم که نمی تونم ! حقیقت

بود ! خلاصه از بین لیستی که من نوشتم فقط چند تا چیز موند ! نیلوفر می گفت: بابا چه خبره ؟!

من که رفتم این همه مجهز نرفتم ! زهره گفت : حالا کجاشو دیدی ؟! ما می خوایم لباس راحتی

 هم ببریم شاید قسمت شد شبم موندیم اونجا

خلاصه اینقدر مجهز رفته بودیم ! کتابارو تقسیم کرده بودیم ! نفری چند تا کتاب ولی همه رو برده

بودیم ! خوراکی هامون هم در حدی بود که یک هفته می تونستیم تو یه بیابون زنده بمونیم !

آخه بچه ها گفتن اصلا به غذا اعتمادی نیست با خودتون ببرین ! ما هم که نامردی نکرده بودیم و

 ناهار و صبحونه و عصرونه همه چی برده بودیم .. گفتیم شاید مجاز نباشیم که از کلاس دربیایم

 بیرون آب هم برده بودیم !‌ (‌ هرچند که واقعا مجاز نبودیما !‌ )

سرکلاس هم که نامردی شد و من و هاله باز کنار هم نشستیم !

رفتیم واسه ناهار پایین کلی اعصابمونو ریختن به هم ! ما هم که بیخیال شدیم و نشستیم ناهار

خوردیم و آهنگ لایت گوش دادیم ! ( انگار اگه به ما تذکر نمی دادن می خواستیم بریم حیاط فوتبال

بازی کنیم !  )

بعد اینقدر ناهار خورده بودیم ( ناهاری که چهارتامون برده بودیم برا چهار نفر + یه کمی از ناهاری

که بهمون دادن )  بعد دیگه داشت خوابمون می برد .. هاله گیر داده بود من فلان چیزم

می خوام ! یه چش غره رفتم و دیگه چیزی نگفت !

آنتراگ بعدی هاله گفت به خدا اگه ندی بخوریم من دیگه سر کلاس هیچی یاد نمی گیرم ! من از

 صبح به عشق اون اومدم وگرنه کی صبح ساعت ۸ بیدار می شه ؟! 

خواستیم بخوریم که من یادم افتاد به بچه ها نگفتم که چنگال بیارین ! فکر می کردم می خوام از

نوعی بگیریم که چنگال داره ولی یادم نبود که از اون نوع نبود !  حالا باید چی کار می کردیم خدا

می دونست ! ولی من همون موقع فهمیدم که بچه ها خیلی مجهزتر از اونی که من پیش بینی کردم

اومدن ! خلاصه کلی خندیدیم !

ولی باز فلانی ...

من رفتم پای تخته ! گفتم هاله یادته المپیک ؟! گفت : وااااااای .. آره ! بنویس المپیک به یاد اون

 روزا..نوشتم المپیک شیمی +‌ المپیاد شیمی بعد ازش عکس گرفتیم که واسه همیشه خاطراتش

 رو ببندیم و بذاریم کنار ! بعد من پاک کردم و رفتیم نشستیم سرجامون !

همه اومدن سرکلاس و از شانس بی نهایت بد من !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! آقای ف.ع اومدن و تخته رو پاک

کردن .. همون لحظه بود که فهمیدیم مجددا بیچاره شدیم ! فقط چه شانسی آوردیم که آقای ف.ع

یادشون نیفتاد و اصلا ندیدن اون چیزا رو ! اگه می دیدن که دیگه ..

آخه از شانس بی نهایت بد من یکی از بچه ها می خواست سوال بپرسه راجع به اون چیزی که پاک

شد و هرچی پای تخته می گشتن آثاری از اون شکل اصلی نبود و فقط المپیک دیده می شد

من که لحظه اول شوکه شدم و داشتم پیش خودم می گفتم مگه می شه ؟!!!!!

بعد زهره گفت وااااااااااااااااااای .. بعد همه مون زدیم زیر خنده و چه شانسی آوردیم ما مجددا !

روز بعد اصلا مجهز نرفته بودیم به خاطر اینکه ۲ سال پیش ما روز دوم کلاسمون ساعت ۱۲ تعطیل

 شدیم فکر کردیم این بار هم همونطوره ! ولی من باز مجهز بودم و ناهارمون رو به جا صبحونه

خوردیم !

روز بعدش واسه بعد .. تازه بهتر از روز بعدش روز آزمون و جریان جوراب های هاله است

( هاله جان در این زمینه دیگه اجازه بی اجازه ..  ) اصلا اگه اینو نگم تنهایی می ترکم !

پایان !

چقدر سخته که خودمو نبازم و بگم امیدی هست .. !

چقدر سخته !

اوضاع من که قابل وصف نیست ولی از ما چهار نفر هرکی در بیاد این وبلاگ تقدیم به اون ..

بعد آزمون که با بچه ها بیرون بودیم و مثلا می خندیدیم !‌ بهشون قول دادم امشب وبو آپ کنم و چیزایی

رو که این مدت می خواستم بنویسم ، بنویسم ! کلی خاطره ی شیرین .. کلی خنده !

اما آخرش گریه !‌ ( حداقل برای من .. )

قول دادم طوری بنویسم که همه انرژی بگیرن .. قول دادم همه خنده هامونو بنویسم تا یادمون بیفته

چه روزای خوبی با هم داشتیم ! چقدر خندیدیم .. چقدر سختی .. چقدر تلاش .. چقدر همه چی !

اما حالا شرمنده شون شدم چون واقعا نمی تونم چیزی بگم ..

بچه ها منو ببخشین که خیلی زود جاخوردم !

خدایا شرمنده تم ! آسمون تو داره می باره ..

هنوزم باورم نمی شه کل راه رو تا خونه پیاده اومدم !!!!!!!!!!!! زیر بارون .... عین دیوونه ها !

فکر کنم خیلی راه بود ..

نمی دونم ! نفهمیدم !

ادامه مطلب نوشته ی یکی از دوستان منه ! تا حالا جرئت نکرده بودم به این عمق بخونمش !

اگه یه روزی حالم خیلی بهتر از الآن بود جریان المپیک شیمی ( موضوعی که برای خیلی ها آشناست ..) رو می نویسم !

برای بار دوم المپیک کار دست ما ( بیشتر من بیچاره ) داد !

 

المپیک یا المپیاد ؟!

 زمینه لازم برای اینکه از این موضوع سردربیارین تو این وب نوشته شده !

دنگ دنگ ( دوباره .. )

به قول هاله خدا این هفته آخرو گذاشته فقط واسه تناقض ها !

هرچی می خونیم تناقضضضضضضضضضضضضض !!!!!!!

اینش مهم نیست ..

مهم اینه که من همه اش تست می زنم بعد جوابشو پیدا نمی کنم ! این دیگه نهایتشه !

به خدا دیگه اشکم داره درمیاد !

نشستم تست کنکور زدم ! گفتم جوابشو بعد از رو سایت چک می کنم حالا که می خوام چک کنم سایت کلا باز نمی شه !

برای دریافت مستقیم سوالات میتوانید روی این خط کلیک کنید.

اینم آزمون فوق العاده ی استاد خلینا !!!!!!!! به نظر من که آزمونش فوق العاده ست ..

( البته این نظر هر چهارتامون بود که من به اسم خودم زدما ) ( دیگه حال خندیدن هم نمونده ! )

 

کتابخونه ! ما ؟!

آخه چرا ! چرا ما چهار نفر این همه غیر عادی هستیم ؟! آخه آدم این همه می خنده ؟! کتاب می افته می خندیم ! هاله منو نگاه می کنه می خندم ! شبنم سوال می پرسه من و هاله دیگه درجا مردیم ! زهره هم که دیگه خدادادی می خنده !!!!!!!! اصلا درگیریم جدیدا ! دفعه قبل شبنم خیلی خیلی جدی داشت از زهره می پرسید که چرا این کمپلکسه که خودش ناپایداره ما بهش گرما می دیم ! خب خودش تجزیه می شه دیگه ! زهره هم خیلی خیلی خیلی جدی داشت توضیح می داد  ! هاله خندید به من گفت : شبنم چقدر عصبانی داره سوال می پرسه ! منم گفتم : آره انگار شبنم خودش داره ناپایداری کمپلکس رو تحمل می کنه  حالا یکی باید هاله رو جمش می کرد .. وسط سالن نشسته بود و می خندید !!!!!!

 ای خدا آخر و عاقبتمون رو به خیر کن ! همه چی رو به مسخره گرفتیم ! حتی مرحله دو رو !

هرچند که استرسشو داریما اگه این خنده بذاره ! قرار گذاشتیم بعد دوره ( اگه خدا بخواد .. ) یه روز صبح تا شب با هم باشیم و اینقدر بخندیم که تلافی این چند مدت ( نه اینکه این مدتم کم خندیدیم ) رو بکنیم !

الآنم از کتابخونه انداختنمون بیرون !

 

سال 2011 !!!!!!!!!!!!!

 

سازمان ملل متحد سال ۲۰۱۱ ميلادي را به عنوان سال بين المللي شيمي انتخاب كرد

 

2011 to be international year

 

of

 

chemistry

 

مروري بر 108سال نوبل شيمي

 
آلماني‌ها با 24 جايزه در صدر قرار دارند
 
مروري بر 108سال نوبل شيمي
 
 جايزه نوبل شيمي به عنوان بزرگترين جايزه جهاني در اين حوزه علمي همه ساله به دانشمنداني كه در توسعه دنيايي بهتر تلاش كرده اند اعطا مي شود.
 

برندگان جايزه نوبل شيمي در مدت 108 سال گذشته از سال 1901 تا 2009 به شرح زير است:

1901- ژاكوگس هنريكوس وانت هوف از هلند براي كشف قانون فشار اسموزي در محلولها

1902- هرمن اميل فيشر از آلمان براي تلاشهاي در عرصه سنتز هيدروكربورها و آدنينها

1903-  ازوانت آگوست آرهنيوس از سوئد براي گسترش شيمي با تئوري درباره افتراق الكتريكي

1904- ويليام رامسي از انگليس براي كشف گازهاي نجيب در هوا و تعيين موقعيت اين گازها در جدول تناوبي

1905- يوهانس فرديريش و ويلهلم آدولف فن باير از آلمان براي توسعه شيمي آلي و شيمي صنعتي با تلاشهايي در عرصه تركيبات هيدروآروماتيك

1906- هنري مويسان از فرانسه

1907- ادوارد باخنر از آلمان براي تحقيقاتي كه در بيوشيمي و براي كشف تخمير غير سلولي انجام داد

1908- ارنست راثرفورد از انگليس / نيوزلند براي كشف وجود مواد راديواكتيو

1909- ويلهلم اوستوالد از آلمان براي مطالعاتي كه در عرصه كاتاليزها و اصولي انجام داد كه براي حاكميت تعادل شيميايي و سرعت واكنش نقش بنيادي ايفا مي كنند

1910- اوتو والاخ از آلمان

1911- ماري كوري از فرانسه / لهستان براي خدماتي كه به پيشرفت شيمي از طريق كشف راديوم و پلونيوم انجام داد

ادامه نوشته

استرس آزمون یا .. ؟ دانش آموز یا والدین .. ؟

اول از همه بگم که سایت مورد تایید باشگاه دانش پژوهان یعنی

http://yscazmoon.ir/Show.aspx?newsid=31

هم زمان آزمون مرحله دو رو همینی اعلام کرده که بخشنامه اش بود !!

بعدش می رسیم به خود آزمون !

خب آزمون که خودش استرس نداره حاشیه هاش استرس داره !

مثلا من دو روز داشتم می مردم از استرس کتابی که هیچ جا پیدا نمی شد و یه هو ما پیدا کردیم !

خب استرس داره دیگه !

به سختی یه جا پیدا کردیم که کپی شو یه روزه بده ! ( تازه اونم من نمی خواستم که یه شبم کتاب خونه نباشه ولی دیگه .. )

فرداش تماس گرفتیم گفتن روز بعد ! برادرم گفت : آرزو باور این کن این یارو هروقت کتابارو پاره می کنه می گه یه روز بعد که شب تو پرس بذاره کتابو !!!!!!!! ( بیچاره آرزووووووووووو  )

خلاصه تا تونستن منو اذیت کردن ..  مثلا می گفت : من اگه امروز کتابو بگیرم می خوام برم یه جا دیگه ! اگه کیفمو بدزدن چی ؟! کی باور می کنه که همچین کتابی دزدیده شده !!!!! ( بیچاره آرزووووووووووو  )  خلاصه بگذریم از اینا ! به خیر گذشت ..

حالا سوال من به عنوان یک المپیادی اینه که اگه والدین به جای دانش آموز استرس داشته باشن چی کار باید کرد ؟!  اگه هرشب خوابای پریشون ببینن ( که مثلا بچه شون سر جلسه خوابش برده ..  یا مثلا نتایج اومده و قبول نشده و .. ) !!!!!!!بچه ها امروز می گفتن که اگه همچین وضعی برای والدین کسی به وجود بیاد بهتره که این جو رو تو خونه بوجود بیاره که ۵۰٪ امتحان شانسیه و اگه شانس نیاره قبول نمی شه .. اینطوری والدین بعد از اعلام نتایج دچار افسردگی نمی شن  خود من باید اینو عملی کنم !

دوری و دوستیه دیگه ! چه می شه کرد ..

از بس من و هاله پیش هم می خندیم که تصمیم گرفتیم کلا در بی نهایت هم ( بی نهایت در شیمی یا فیزیک فرقی نداره ) بشینیم !

۱۳ به در خوبی داشته باشد ..

 

در مورد پست قبلی !

راجع به کامنتای خصوصی که این چند روز داشتم باید بگم که من هم ۱۰۰٪ مطمئن نیستم زمان ‌آزمون مرحله ۲ کی هست ! من این رو با اسم کسی که تو سایت استاد خلینا نوشته بودن گذاشتم تو وب ! هر سوالی داشتین می تونین از خود ایشون بپرسین ! این بخشنامه ای بوده که به مدرسه شون ارسال شده ! ولی برای مدرسه ما ارسال نشده ! به هر حال تا چند روز دیگه خود باشگاه اعلام می کنه !

بخشنامه تایید شد !!!!!!!!!!!!!!!!

 

واسه مدرسه ما هم همینو فرستادن !

 

جای نگرانی نیست .. ولی همین طوری هم باشه عالیه ! سال قبل المپیاد شیمی ۱ اردیبهشت بوده ! اینطوری یه هفته بیشتر وقت داریم ! ولی زمانش یه خورده بده !

به هر حال چیزی که مهم آزمونه .. سعی می کنیم نقش شرایط رو کمرنگ تر کنیم !

به امید موفقیت برای همه ی المپیادی ها !

زمان آزمون مرحله 2 !

سلام ! این تاریخ براساس بخشنامه اییه که دوست خوبم farid_frd تو سایت گذاشته !

اینم خود بخشنامه !

 

فیزیک سه شنبه 89.2.7 ساعت 8:30

زیست "      "      "      "      "

کامپیوتر "     "      "      "      14 ( سال اول )

کامپیوتر "     "      "      "      14 (سال دوم و سوم ) نوبت اول

کامپیوتر چهارشنبه      89.2.8      8:30 (سال دوم و سوم ) نوبت دوم

شیمی      "                "           14

ریاضی پنجشنبه      89.2.9      8:30 نوبت اول

نجوم      "                "           14

ریاضی جمعه      89.2.10          8:30 نوبت دوم

ادبیات      "                "                14

 

 

بخشنامه تایید شد !!!!!!!!!!!!!!!!

 

و بلاخره ریاضی !

نتایج بیست و هشتمین دوره المپیاد ریاضی 1388

بهاره امانلو  ( فرزانگان )

آیدا امیرمقدمی( فرزانگان )

مهدی بلباسی( شهید بهشتی )

مجتبی بهرامی ( شهید بهشتی )

فاطمه علی محمدی ( تبریکه ویژه  )

یاشار علی محمدی( شهید بهشتی )

سیده هنگامه غفاری( فرزانگان)

اسماعیل غلامی( شهید بهشتی )

حامد فرج زاده( شهید بهشتی )

مصطفی قلی زاده( شهید بهشتی )

علی محمد مهر( شهید بهشتی )

سید سعید محمدی( شهید بهشتی )

صدیقه منوری ( فرزانگان )

 .....................................: زنجان :..........................

فردین گنج خانلو ( ابهر )

علیرضا محرم خانی ( ابهر )

حسام الدین مصلی ( ابهر )

سید مسعود موسوی ( خدابنده )

 

و اطلاعیه ی باشگاه :

با توجه به زمان برگزاری آزمونهای جهانی المپیادهای علمی در تابستان هر سال و همزمانی آن با برگزاری آزمون سراسری ورود به دانشگاههای کشور، از آغاز این حرکت علمی، با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی، دانش‌آموزانی که مدال طلای کشوری دریافت می‌کنند از شرکت در آزمون سراسری دانشگاهها معاف می‌شوند و با توجه به زیر گروه مربوطه برای ادامه تحصیل به دانشگاه و رشته مورد علاقه معرفی می‌شوند. از آنجا که در پایان دوره ویژه تابستانی المپیادهای علمی تعداد زیادی از دانش آموزان با اختلاف کم نسبت به دارندگان مدال طلا به مدالهای نقره و برنز دست می‌یابند از همان آغاز باشگاه دانش پژوهان جوان تلاشهای گسترده ای را برای اختصاص سهمیه ای در کنکور سراسری به این عزیزان نیز آغاز نمود که با همکاری خوب وزارت علوم و با تصویب شورای حمایت استعدادهای درخشان این وزارت، دارندگان مدالهای نقره و برنز المپیادهای علمی کشور که مطابق بررسی‌های صورت گرفته عموماً در اولین انتخاب خود و در رشته‌ها و دانشگاههای برتر کشور پذیرفته می‌شوند نیز می‌توانند از ده درصد سهمیه جهت جابجایی به رشته یا دانشگاهی که علاقه بیشتری به حضور در آن دارند استفاده کنند که طی دو سال گذشته 181 نفر از مزایای این طرح بهره‌مند شده‌اند ( 68 نفر در سال 87 و 113 نفر در سال 88) و به رشته و دانشگاه مورد علاقه خود راه یافته‌اند. باشگاه دانش‌پژوهان جوان همواره تلاش می‌کند شرایط مطلوبتری را برای نخبگان علمی کشور فراهم آورد و راه را برای اعتلای هر چه بیشتر علوم پایه و دستیابی کشور به بالاترین درجات علوم روز جهان فراهم سازد.

یه تبریک ستاره ای و شیمیایی ( به به چه شود .. )

نتایج المپیاد نجوم 88

تبریک می گم به رویا و الهه جوووووووووووووووووووون  

نتایج بیستمین دوره المپیاد شیمی 1388

هر چهارتامون قبول شدییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییم (  )

+ آرمان بیات + مهدی یار غنیون ! ( شهید بهشتی )

  ( برای ۶ نفر ! )

تبریک می گم به همه ! مخصوصا بچه های المپیاد شیمییییییییییییییییییییی

ولی واقعا کشتن تا نتایجو بذارنا ..

از ضعف چنان شدم که بر بالینم .. صد بار عجل آمد و نشناخت مرا

تبریک تبریک تبریک !!!!!!!

تبریک می گم به همه ی المپیادی هایی که قبول شدن!!!!!!!

نتایج مرحله اول سیزدهمین دوره المپیاد زیست 1388

نرمین حسنی و یاسمن رسولی از زنجان !

مرحله اول بیست و سومین دوره المپیاد ادبیات 1388

عاطفه خلیلی ( ابهر )

مهدی قهرمان پور ( زنجان)

لیلا مرادی ( خرمدره )

نسترن مهاجری ( ابهر )

و نیلوفر دوست نازنینم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!  نیلوفر رسولی

مرحله اول بیست و سومین دوره المپیاد فیزیک

لیلا بالائی ( سلطانیه )

بهزاد تقی لو ( زنجان - شهید بهشتی )

سهیل حریری ( زنجان - شهید بهشتی )

پریسا حسنی ( ابهر )

رضا خسروی ( زنجان )

امیر رضا سارنچه( زنجان - شهید بهشتی )

صابر شکیبی ( زنجان )

مرحله اول بیستمین دوره المپیاد کامپیوتر 1388

محمد صادق ادریسی ( زنجان - شهید بهشتی )

مرتضی بلباسی( زنجان - شهید بهشتی )

مهدی بلباسی ( زنجان - شهید بهشتی )

کریم پازکی ( زنجان )

سارینا رضائی شجاعی ( زنجان - فرزانگان )

سینا رضائی شجاعی ( زنجان - شهید بهشتی )

آرش روشنی ( ابهر )

یاشار علی محمدی( زنجان - شهید بهشتی )

اسماعیل غلامی ( زنجان - شهید بهشتی )

حامد فرج زاده ( زنجان - شهید بهشتی )

مصطفی قلی زاده ( زنجان - شهید بهشتی )

فردین گنج خانلو ( ابهر )

سید سعید محمدی ( زنجان )

شادی محمدی ( زنجان - فرزانگان )

صدیقه منوری ( زنجان - فرزانگان )


تبریک می گم به همه ی کسایی که قبول شدن !!!!!!

امیدوارم مرحله ۲ خوب بدرخشید !!!!!!!

 راستی !

من صبح دقیقا ساعت ۷:۵۰ سایتو چک کردم خبری نبود ! بعد تو مدرسه بچه ها گفتن که نتایج اومده

تاریخشو فکر می کنم اشتباه کرده باشن ! امروز ۱۵ امه !

منتظر نتایج شیمی و ریاضی و نجوم هم می مونیم !

بلاخره یه پست درسی ! :-D

 

نام گذاری و فرمول نویسی

 

 لیست وبلاگ دبیران شیمی استان زنجان

واقعا ممنون از دبیران محترم ! همه ی وبلاگارو گویا خودمون باید ثبت کنیم و بعد مطلب بذاریم

این چه وضعیه آخه ؟! فکر کردم دبیرای استان ما هم اینقدر با ذوقن که از این کارا بکنن

هر کدومو که باز کردم ثبت نشده بود !!!!

" به عهده ی دانش آموز  "

آدرس ایمیل دبیران شیمی استان زنجان

امیدوارم این ایمیل ها دیگه ثبت شده باشن

هرچند که اگه ثبت هم شده باشن چک نمی شن !

نمی دونم چرا آخه دبیرا رو مجبور به این کارا می کنن تو گروه های آموزشی !

دبیرا باید مثل آقای میرزایی عزیز و آقای بهزادی و بقیه دبیرا با میل خودشون وبلاگ داشته باشن!!

تازه تو این لیست دبیرانی که آدرس ایمیلشون هست من کسی رو نشناختم !

خواستم این پست شخصی نشه ها .. باز نشد !

 

 

و باز تله ی فیزیک !

باز هم فیزیک !

هفته قبل روز چهارشنبه قرار بود ما کلاس شیمی داشته باشیم ..

از شانس ما برف بارید و روز چهارشنبه تعطیل شد ..

به سختی شماره مدیرو شماره استادو پیدا کردیم و زنگ زدیم که مدیرمون برای روز پنجشنبه

هماهنگ بشه که خدارو شکر شده بود !

خلاصه روز پنجشنبه که کاملا اتفاقی کلاس برای ما برگزار شد زنگ فیزیک من وهاله پرید ..

رفتیم با مدیرمون هماهنگ کردیم که با دبیر صحبت کنن و ما رفتیم سر کلاس !

کلاس خیلی مفید بود .. جاتون خالی !

بعد زنگ تفریح دبیر فیزیکو دیدیم .. گفتن واسه چی نیومدین سرکلاس ؟!

گفتیم خانوم ببخشین قرار بود که خانوم مدیر با شما صحبت کنن خیلی اتفاقی برای ما کلاس ..

اما حرف من تموم نشده بود که دبیرمون گفتن : من نمی دونم ! نمره کم می کنم ..

خلاصه اون روز گذشت تا روز دوشنبه !

دوشنبه به محض ورود به کلاس گفتن : آرزو صحبت لو !

رفتم پای تخته ( منم مثل همیشه هیچییییییییییییی فیزیک نخونده بودم  ماشاالله از رو هم که

نمی رم من .. )

خیلی عصبانی دوباره گفتن : واسه چی جلسه قبل نبودین ؟! من نمره کم می کنم !

گفتم ببخشین خانوم .. باور کنین خانوم مدیر قرار بود که با شما صحبت ..

باز حرفم تموم نشده بود که گفتن : من نمی دونم من نمره کم می کنم !

قبل آزمون که یه جلسه نیومدین .. بعدشم که اینطوری !

گفتم به خدا خانوم باور کنین کلاس خیلی اتفاقی شد .. ولی باز گوش ندادن و حرف خودشونو زدن..

هاله هم پا شد و اومد پیش من !

عصبانی بود در چه حدی ...

هاله هم داشت حرفای منو می گفت .. ولی کی گوش می کرد ؟!

دبیرمون آخرش گفت : من ترم اول به همه نمره دادم ولی به شما ندادم !

هاله هم که عصبانی بود و واقعا به زور خودشو کنترل کرد گفت : خیلی ممنون !

و رفت نشست .. منم داشتم می رفتم پشت سر هاله که بشینم  

گفت :‌ آرزو تو کجا ؟! بیا درس جواب بده !

به همه ائمه متوسل شدم و رفتم پا تخته !

هرچی پرسید جواب دادم .. دیگه تو حالتی بودم که شده بود از خودم می بافتم (‌البته درست) ولی

کم نمی آوردم !

خلاصه سوالای تشریحی تموم شد !

یه برگه دادن به من و گفتن که حل کن !

اولین سوال رو دیدم .. گفتم مگه ما از اینا خوندیم ؟!  گفتم به من چه ؟! من بلدم می نویسم ..

بقیه اش با خودشون ..

رابطه رو نوشتم و جوابشو بدست آوردم ! ( مطمئن بودم که اون رابطه گفته نشده .. ولی شایدم گفته

شده بود .. نمی دونم ! به هرحال ..)

دیگه واقعا اینطوری نمی شد ! پس چه جوری باید به من نمره کم می دادن ؟

یه سوال دیگه دادن ...

خیلی سخت بود ... هرچی فکر کردم نمی شد به جواب رسید ..

ولی خب من که نباید کم می اوردم .. شروع کردم به نوشتن رابطه ..

حل کردم و به یه جوابی رسیدم !

گفتن : غلطه !

گفتم : ببخشین می شه بگین از کجا به بعدش غلطه که من پاک کنم ؟!

هرچی نگاه کردن چیزی پیدا نکردن .. (‌ طوری نوشته بودم که به ظاهر همه چی درست بود و واقعا

نمی شد چیزی گفت  )

بچه ها گفتن : ببخشین خانوم اصلا این سوال حل می شه ؟!

منم خندیدم و خیلی آروم بهشون گفتم چون حل نمی شه دادن به من دیگه !

بعد هم دستشون درد نکنه .. اومدن و هرچی نوشته بودم پاک کردن !

بعد یه سوال دیگه دادن و اونو هم حل کردم !

بعد گفتن بشین ! گفتم ببخشین خانوم چند شدم ؟!

گفتن : از این به بعد می خوام کم بدم .. فعلا بشینین بعدا می گم !

منم با لبخند رفتم و نشستم !

همین که نشستم گفتن : هاله !

هاله هم رفت و همه سوالا رو حل کردم !

البته ضمن حل کردن های هاله من دفترمو بردم و فعالیت رو دادم بهشون گفتم !

جلسه قبل به بچه ها گفته بودن که بنویسین .. که من نوشته بودم و بردم

زنگ تفریح رفتیم با مدیر عزیز صحبت کردیم و همه چی حل شد ..

البته نه کامل !

احتمالا از این به بعد هرجلسه فقط من و هاله بریم پا تخته !

باز هم ازشون معذرت می خوایم .. ولی چه کنیم که صبر نکردن همه چی رو بشنون !

آخه اگه قرار بود من وهاله از اول سال غصه ی نمره هارو بخوریم که تا الآن پیر شده بودیم ..

من وهاله امتحانایی رو با هم پاس کردیم که واقعا هنوز دارم شاخ در میارم..

مثل ادبیاتی که فقط ۳ درس اول رو در طول سال یه بار خونده بودم .. امتحانشو شدم ۱۸ !

هرچند فکر می کردم باید بالاتر بشم ولی در کار دبیر ادبیاتمون هیچ شکی نیست ..

کامپیوتری که یک بار "‌ حتی یک بار "‌ نخونده بودم شدم ۱۹ !

زبان فارسی که فقط اول سال جو گیر شده بودم و درس اول رو فقط خونده بودم شدم ۱۸

من و هاله هر روز صبح ساعت ۴ بیدار می شدیم و کتابا تازه روز امتحان تموم می شد ..

ما اینطوری درس خوندیم و تازه فهمیدیم که اگه قرار بود در طول سال می خوندیم چقدر زرنگ

می شدیم

بعد می خوان من و هاله رو با نمره کم کردن بترسونن !

اولین پست :-D !

الآن خیلی اتفاقی اولین پست این وبلاگو خوندم  خیلی جالبه نوشتم :

سعی می کنم تو آپ بعدی حتما در مورد المپیاد شیمی سال ۸۶ براتون بنویسم !! من خودم الآن کتاب شیمی پایه ( انتشارات فاطمی ) که ترجمه ی فروغ فرجود است رو می خونم اما معمولا کتاب مورتیمر رو برای المپیاد معرفی می کنند اما به نظر من این کتاب با مورتیمر خیلی فرق نمی کنه !! فقط یه کم ساده تر همه چی رو توضیح داده !! به نظر شما این دو تا کتاب خیلی با هم فرق می کنند ؟؟

 

این دیگه نهایت لجبازی بود ..  خیلی جالب بود واسم .. چقدر لجباز بودم من ..

استاد آدم بگه برو مورتیمر بخون .. واسه خودش تو کتاب فروشی مقایسه کنه ببینه یه کتاب دیگه ساده تر گفته  تازه بعدشم بره مورتیمر بخره و شروع کنه اونو بخونه ! ولی حالا چنان تسلطی رو مورتیمر داریم که فکر می کنم دیگه واقعا جوییده باشیمش !

..

..

..

یادش بخیر !

پاسخنامه !

پاسخنامه مرحله اول بیستمین دوره المپیاد شیمی !

 

سایت استاد خلینا

یه شب متفاوت تر از همیشه !

انگار روز آخر نباید بخونیم ولی اینطور که من عقب موندم احتمالا تا ۱۲ باید بیدار بمونم !

نصف کارایی رو که باید می کردمو بیخیال می شم !

می شینم رفع اشکال آزمون آقای خلینا رو می کنم و به خودم امیدوارم می دم که همه چی حله !

هیچ مشکلی ندارم !

بلاخره یه ساله خیلی جدی دارم می خونم .. واسه چی باید بترسم از چیزی !

ساعت ۱۰ مامان اصرار می کنه که بخوابم تا صبح بتونم زود بیدار شم ..!

سعی می کنم بخوابم .. ولی مگه می شه ؟!

کار ما با شمردن گوسفند و عناصر جدول تناوبی هم درست نمی شه ..

باید یه فکر دیگه بکنم !

شروع می کنم به تصور کردن روز آزمون !

سوالا رو تا حالا ندیدم ولی می دونم چه طوری باید حلشون کنم ..

سوال اول رو با آرامش جواب می دم ..

سوال دو رو هم همینطور ..

سوال سه ..

سوال چهار ..

..

.

.

.

.

.

.

.

.

.

 سوال پنجاه و نه

و بلاخره سوال شصت !

آزمون تموم شد آرزو !!!!!!!!!!!!!!

دیدی چقدر خوب بود ؟!

ولی من که خوابم نبرد ..

یه فکر دیگه باید بکنم !!!

شروع می کنم به تصور کردن همه چی ..

از اولین روزی که از صفحه اول مورتیمر شروع کردم ..

تا همین روزای آخر که با کلی امید و آرزو خودمو اماده کرده بودم واسه کلاسای آقای ..

به امید کلاس آقای .. من آخرین امتحانو نخوندم .. اینقدر بد دادم که نمی دونم چطور باید دبیرشو

ببینم ! به خدا دیگه خجالت می کشم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

بعد امتحان هندسه با اینکه می دونستم زیر ۱۵ می شم ولی خوشحال بودم چون فکر می کردم

همون روز قراره کلاس تشکیل بشه !

همون لحظه تو اوج خوشحالی گفتن کلاس کنسل !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

وحشتناک بود ......‍!!!!!!

خیلی وحشتناک ...

جدی تر شدم ..خیلی جدی !!!

به هم روحیه می دادیم .. همه چی هفته ی آخر عالی بود !!!

نه انگار اینطوری نمی شه ! ساعت ۱۱ شد و من هنوز تو خیالات خودم غرقم ..

همین موقع بود بهم اس ام اس اومد .. (‌هرچند کل روز گوشیمو خاموش کرده بودم که یه موقع بچه ها

نمره ی جدیدی بهم نگن که روحیه ام خراب بشه .. ولی دیگه آخر شب گفتم شاید بچه ها چیزی

بخوان بگن !‌)

اس ام اس نیلوفر بود .. خیلی بهم انرژی داد .. واقعا ممنونشم !

دوباره شروع کردم ..

سوال اول رو حل کردم ..

سوال دوم ..

..

.

.

.

 نمی دونم کجاش دیگه خوابم برده بود !

ساعت ۲ شب دوباره از خواب بیدار شدم .. نمی دونم چرا !

گفتم باید هرطور شده بخوابم که صبح خسته نباشم ..

دوباره شروع کردم ..

سوال اول ..

سوال دو ..

و همینطور تا آخر که باز نمی دونم کی خوابم برد ..

تنها چیزی که از دیشب یادمه همینه که ۴ - ۵ بار بیدار شدم و با همین توهمات خوابم برد !!!

 

باید به خدا توکل کرد !!!!!

 

بلاخره

 

 

بلاخره طلسم این امتحانا شکست و ما از امروز رها شدیم به حال خودمون ..!!!!

 

آخییییییییییییش ..

روزشماری ..

توصیه های استاد شعبانی



1

به نظر بنده مهمترین کار برای شروع این مسیر  فکر به آینده این کار است و دلایل انتخاب آن که اگر دلایلتان منطقی و قابل توجه باشد(برای شخص خودتان!) به شدت انگیزه ایجاد می­کند...

2

سعی کنید حتما درست فکر کنید و با آگاهی این راه را انتخاب کنید و اگر پس از تفکر و ارزیابی دقیق به این نتیجه رسیدید که برای المپیاد وقت بگذارید دیگر باید تنبلی را کنار گذاشته و برای رسیدن به این هدف(مقطعی) تلاش بسیار کنید...

3

مهمترین عامل حفظ روحیه و اعتماد به نفس است که تنها با توکل به خدا و توسل به ائمه معصومین می­توان به خوبی آن را درک کرد.

4

برای شروع، بهتر است سرفصل­های کتاب­های درسی را از روی یک کتاب شیمی عمومی (ترجیحا مورتیمر) به دقت مطالعه کرده و حتما مسایل آن را حل کنید.

5

برای موفقیت در مرحله اول و بخصوص مرحله دوم باید سرعت و دقت خود را در حل مسایل بالا ببرید که این کار فقط از طریق حل مسئله بدست می­آید.

کتاب­های پیشنهادی برای حل مسئله عبارتند از: چگونه مسایل شیمی را حل کنیم، مسایل المپیادهای ایران، آمریکا، کانادا، استرالیا، مسایل برگزیده شیمی و ...

6

کمی پیش از مرحله اول و دوم(حدود یک تا دو هفته)، حتما کتاب­های درسی سه سال دبیرستان را به دقت مطالعه کنید.

7

برای کسب رتبه های بهتر در مرحله سوم(دوره 40 نفر!) سعی کنید هر چه سریعتر یک برنامه منسجم (با توجه به خصوصیات فردی) برای یادگیری دروس تخصصی تنظیم کنید

8

منابع پیشنهادی برای دروس تخصصی:

شیمی آلی: جلد اول سولومونز، موریسون- بوید، مک کوری، ولهارد و ...

شیمی تجزیه: جلد اول اسکوگ- وست، هریس، کریستین و ...

شیمی فیزیک: جلد اول لوین، اتکینز و ...

شیمی معدنی: مورتیمر، جلد اول و اواسط جلد دوم کاتن، هیویی و ...

9

اما یک نکته خیلی مهم هم در تمام مراحل، خوب امتحان دادن است. سعی کنید بوسیله توکل و توسل آرامش روحی خود را حفظ کنید و همچنین با قرار دادن هر چه بیشتر خود در شرایط امتحان استرس امتحان دادن را از خود دور کنید.




توصیه های جناب آقای متین خو (مدرس رشته المپیادی شیمی باشگاه دانش پژوهان بسیج) :
 

1

هیچ موفقیتی بدون تلاش و پشتکار و کمک خداوند بدست نمی آید.

2

تا لحظه ی آخر نباید ناامید شد. اگر در آزمونی نتیجه ی مطلوب بدست نیامد، نشانه ی ناتوانی و کمبود اطلاعات شما نیست. بلکه ممکن است به علت بسیاری عوامل دیگر باشد.

3

از کمک و راهنمایی های اساتید خود نهایت استفاده را ببرید.

4

هیچ گاه خواندن دروس دبیرستان را به امید موفقیت در المپیاد رها نکنید.

5

مطالب کتابهای مختلف را عمیق خوانده و از خواندن سطحی آنها بپرهیزید. برای موفقیت لازم است معنی و
مفهوم تک تک مطالب را درک کنید.

6

زیاد امتحان بدهید! گذراندن آزمون های زیاد و قرار گرفتن در محیط امتحانی کمک بسیاری به غلبه بر اضطراب شما حین برگزاری امتحانات خواهد کرد.

7

منابع اصلی مباحث مختلف را به خوبی انتخاب کرده و از کتابها و منابع متفرقه که برخی افراد کم اطلاع معرفی می کنند استفاده نکنید.

8

سعی کنید «المپیادی» درس بخوانید. در المپیادهای کشوری، خصوصاً شیمی، دانش آموزان بسیاری از سرتاسر کشور با شما رقابت می کنند. برای موفقیت لازم است «خوب درس خواندن» را بیاموزید.

9

از وقت خود نهایت استفاده را ببرید. چرا که مطالب بسیار زیاد و گسترده و وقتی که شما در اختیار دارید بسیار اندک است. هیچ گاه به تصور اینکه وقت کافی دارید، وقتتان را تلف نکنید

  برداشته شده از سایت بسیج

المپیاد؟

سلام به همه ی دوستای المپیادی خوبم !!!!!!!

 

دنگ دنگ دنگ ..  لحظه ای از کف رفت ( به قول سهراب .. )

اما خواستم یه چند لحظه ای کف بره تا به یاد قدیما آپ کنم ..!!!

حتما الآن دارین دیگه آخرین تلاشتون رو می کنین آخه دیگه چیزی تا آزمون نمونده ..

ولی می خوام بگم ما برعکس همه تون دارم حرکت می کنیم  یعنی ما تازه شروع کردیم به سخت

کوشیدن ... !

شنا کردن در جهت جریان آب که کاری نداره .. داره ؟؟!!! یه ماهی مرده هم می تونه این مسیر رو

خیلی راحت تر از بقیه ی ماهی ها بره .. مگه نه ؟! مهم اینه که یه ماهی ای پیدا بشه و برعکس

جریان آب و بقیه ی ماهی شنا کنه .. ( از لحاظ فلسفی هرکی بخواد بعد دو سال توضیح می دم ..)

اگه از بازدیدکننده های چندساله ی وب ما باشین متوجه یه چیزایی شدین ..

اسم نویسنده ها همیشه درحال تغییر بوده ..

ولی اسم ما چهار نفر همیشه ثابت بوده .. یه مدت اسم سپیده و نگار هم بود ..

ولی ما چهارنفر همیشه بودیم و جنگیدیم با خنده ها و گریه ها و سختی ها و ...

خلاصه ..

الآن ما چهار نفر داریم به هم کمک کنیم در حد باور نکردنی ..

زهره که اومده کلاس ما .. دیگه از هیچ کاری دریغ نمی کنیم  تقلب و شیمی خوندن سر کلاس

فیزیک و حسابان و جبر ..

لابراتوار که اتاق شخصی ما ۴نفره .. می ریم چهارتایی تست می زنیم ..

من که پاسخنامه درست کردم .. دقیقا واسه روز آزمونمونه .. !!!

بهترین خاطره ای که این مدت داشتم این بود که :

زنگ فیزیک همین که دبیرمون اومد کلاس .. ( همین که پاشو گذاشت داخل ) : آرزو !

من که نشنیدم داشتم با زهره حرف می زدم  !!

هاله گفت آرزو ! خانوم تو رو صدا کرد !!!

گفتم چی می گیییییییییییییییییی

یه بار دیگه صدام کرد !!!

گفتم ببخشین خانوم با من بودین ؟!

گفت : بله . بیا پای تخته !

هی از بچه ها می پرسم واسه چی ؟! می گن چون داشتی حرف می زدی ..

خلاصه رفتم اونجا و تازه یادم افتاد اصلا لای فیزیکو باز نکردم !!

گفتم خب چی کار کنم ؟! به هاله اشاره کردم بره از خانوم سوال بپرسه ..

هاله هم که دستش درد نکنه  رفته می گه : خانوم من کلا درکی از الکتریسیته ندارم ..

خانومم یه 10 دقیقه توضیح داده بهش ..

بعد مریم گفت می خوای سوال بپرسیم ؟ گفتم آره

اونم رفت سوال و خلاصه همه دست به دست هم دادن تا من تونستم اونجا چند تا تعریف حفظ کنم!

زندگی المپیادی ها همیشه خیلی جذابه ..

به شرطی که همیشه دوستای آدم خیلی با ذوق و باحال باشن ..

 دست معلمای عزیز هم درد نکنه که روز دیدار با اولیا آبروی ما رو خریدن !!!

بعد دیدار با اولیا اون ۱۰ دقیقه ای رو هم که درس می خوندم دیگه نمی خونم

امیدوارم بچه ها منو به خاطر جاسوسی و دادن آمار ببخشن .. 

و در آخر :

اگر هدف توراست تسخیر قله ها ..

باید همیشه رفت ..

باید همیشه خواست ..

" اضافه شده توسط خودم : گاهی برای رفتن هم دیر می شود .. "

 

موفق باشید ..

بخشنامه برگزاری المپیاد ..

باشگاه دانش پژوهان زمان برگزاری،شرایط شرکت کنندگان و نحوه برگزاری آزمون مرحله اول المپیادهای علمی کشور در سال 1388 را طی بخشنامه به سازمان آموزش و پرورش استانهای کشور اعلام نمود.لذا پس از هماهنگی سازمانهای آموزش و پرورش با مناطق و مدارس تحت پوشش، دانش آموزان واجد شرایط میتوانند جهت شرکت در آزمون مرحله اول که طی روزهای30/10/88لغایت 2/11/88به صورت چند گزینه ای برگزار خواهد شد ،منحصرا از طریق دفتر دبیرستان خود ثبت نام نمایند.اکیدا به دانش آموزان توصیه میشود از ثبت نام در کلاسها و موسساتی که به نام این باشگاه اقدام به تشکیل کلاس و دریافت وجه می نمایند خودداری کنند.بدیهی است در صورت نیاز استانها به تشکیل کلاس، روابط عمومی باشگاه هماهنگی لازم در خصوص معرفی اساتید دارای صلاحیت را انجام خواهد داد.علاقه مندان میتوانند متن کامل بخشنامه ارسالی را در همین قسمت ببینید(فایل بخشنامه به صورت pdfاست و برای مشاهده آن باید کامپیوتر شما مجهز به نرم افزار adobe acrobat reader باشد)

برای مشاهده ی لینک اینجا را کلیک کنید

 

 

آزمون اینترنتی

 

اطلاعیه برای المپیادی ها

آزمون اینترنتی ..................

 

آزمون اول : جمعه اول آبان ۱۳۸۸

آزمون دوم : جمعه بیستم آذر ۱۳۸۸

آزمون سوم : جمعه ۲۵ دی ۱۳۸۸

 

سایت المپیادهای ایران www.irysc.com

 

حتما اطلاعیه رو بخونین !!!!

چهل و یکمین المپیاد جهانی شیمی ... انگلستان

ایرانیا چرا نیستن ؟! D-:

 

ممنون شبنم جان به خاطر این عکس !!!!!!!

به امید موفقیت برای همه ی المپیادیاااااااا ................

 تا اعلام نتایج مرحله اول .. بای!

دانش آموزان ایران در چهل و يكمين المپياد جهاني شيمي

اعضاي تيم ملي المپياد شيمي جمهوري اسلامي ايران در چهل و يكمين المپياد جهاني شيمي كه در انگلستان برگزار شد خوش درخشيدند. دانش آموزان ايران در اين المپياد كه از 18 تا 27 جولاي در شهر كمبريج برگزار شد موفق به كسب يك مدال طلا، 2 مدال نقره و يك مدال برنز شدند و به رتبه ي هفتم مسابقات دست يافتند. در اين مسابقات كه با حضور 250 دانش آموزان از 66 كشور جهان برگزار شد آريا سميعي مدال طلا، علي مشرقي و ايمان عباسپور مدال نقره و محمد خاكرند به مدال برنز دست پيدا كردند در اين دوره از مسابقات تايوان با كسب 4 مدال طلا اول، كشورهاي چين و روسيه مشتركاً دوم و كره ي جنوبي نيز سوم شد. دانش آموزان افتخارآفرين كشورمان ساعت 02:30 بامداد روز چهارشنبه7/5/88 به كشور باز گشتند و در فرودگاه امام خميني (ره) مورد استقبال قرار گرفتند .


سایت دانش پژوهان

ايران مقام ششم المپياد جهاني شيمي را كسب كرد

 

دانش آموزان ايراني در رقابت با دانش آموزان 71 كشور دنيا در المپياد جهاني شيمي كه در بوداپست مجارستان برگزار شد به مقام ششم دست يافتند.



به گزارش باشگاه دانش پژوهان جوان، امين احمدزاده، پدرام بخشايي، محمد زرگرپور و مينا طاهري اعضاي تيم ايران در چهلمين دوره المپياد جهاني شيمي بودند كه موفق شدند با كسب يك مدال طلا، دو نقره و يك برنز به مقام ششم جهان دست يابند.
ابراهيم كيان مهر سرپرست اول، مهين جبل عاملي سرپرست دوم و محمد بهرامي ناظر علمي تيم ايران در اين مسابقات بودند.در دوره پيشين المپياد جهاني شيمي ايران به مقام دهم دست يافته بود.


وااااااااااای با همه ی وجودم تبریک می گم !!!!!!!!!!!!!!!!!

امیدوارم ۲۰۱۱ ( المپیاد جهانی در ترکیه ) ما باعث سرافرازی مردم ایران بشیم !

برامون دعا کنین .. !

نکته ی این پست :

قبلا این پست رو گذاشته بودم ولی الآن چون این پست رو خیلی با ذوق نوشتم و کلی انرژی گرفتم از دلم نیومد حذفش کنم !  تکراری بودن این پست رو به بزرگواری خودتون ببخشین !!!!!

اسامي پذيرفته شدگان مرحله دوم المپيادهاي علمي سال 1388 اعلام شد

 

اسامی برگزیدگان آزمون مرحله دوم المپیادهای فیزیک، شیمی، زیست شناسی، نجوم، کامپیوتر و ادبیات جهت شرکت در مدرسه تابستانی المپیادهای علمی کشور اعلام شد. دانش آموزان تهرانی که نام آنان در میان پذیرفته شدگان قرار دارد می بایستی روز چهارشنبه 3/4/88 و دانش آموزان شهرستانی روز پنجشنبه 4/4/88 به همراه یک نفر از اولیای خود ( پدر ، مادر یا سرپرست قانونی ) با در دست داشتن اصل شناسنامه ، و یک برگ کپی از صفحه اول آن ( در صورت وجود توضیح یک کپی از صفحه ی توضیحات ) اصل و کپی کارت ملی ، گواهی اشتغال به تحصیل در سال جاری از آموزشگاه محل تحصیل حاوی مشخصات کامل پایه و رشته تحصیلی و چنانچه دانش آموزان تغییر رشته داده است ارائه گواهی مبنی بر انجام تغییر رشته با درج نمره مربوطه ، خلاصه سابقه تحصیلی دوره متوسطه یا اصل کارنامه سال اول و دوم دبیرستان که امضاء و مهرمدير مدرسه را داشته باشد و شش قطعه عکس 4×3 پشت نویسی شده با مشخصات کامل( عکسهاي یک شکل و در سال جاری گرفته شده باشد) به محل باشگاه دانش پژوهان جوان واقع در تهران بزرگراه همت ، نبش بلوار سردار جنگل کوچه فرزانه غربی مراجعه نمایند. شایان ذکر است اسامی برگزیدگان المپیاد ریاضی نیز بزودی اعلام خواهد شد.

 

برای مشاهده ی نتایج اینجا را کلیک کنید.

 

باشگاه دانش پژوهان

نتایج استانی آزمون پایا

دانش آموزان عزیز می توانند جهت مشاهده نتایج تیم خود ، از کد داوطلبی سر گروه تیم ( دانش آموز ردیف اول کارت ورود به جلسه ) جهت مشاهده نتایج از سایت استفاده نمایند.

 

این نتیجه ی آزمون به صورت گروهی

 نتایج آزمون گروهی پایا ( شیمی )

 

اینم نتیجه ی فردی آزمون

 

نتایج آزمون انفرادی اعضای گروه ( شیمی )

 

دانش آموزان گرامی توجه داشته باشید در مرحله استانی امتیاز آزمون های تستی فردی و تستی گروهی با یکدیگر جمع می شوند و کارنامه مجموع دو مرحله به مدارس ارسال می گردد و اسامی تیم های راه یافته به مرحله کشوری نیز از طریق سایت و کارنامه ارسال شده اعلام می گردد، برای مشاهده نتایج ، بهره مندی از منابع آموزشی ، استفاده از روش های آماده سازی برای شرکت در مراحل آتی ، در یافت خبرهای لیگ نخبگان شاهد و ... به سایتwww.payaleague.ir مراجعه نمایید.

نفرات اعزامی به المپیادهای جهانی شیمی

نفرات اعزامی به المپیادهای جهانی شیمی

کمیته علمی المپیادهای شیمی و زیست شناسی پس از بررسی عملکرد دانش پژوهان عضو تیم ملی المپیادهای شیمی و زیست شناسی اسامی نفرات اعزامی به چهل و یکمین المپیاد جهانی شیمی و بیستمین المپیاد جهانی زیست شناسی را که تابستان سال جاری به ترتیب در کشورهای انگلستان و ژاپن برگزار میشود اعلام کرد.


برای مشاهده اسامی و تصویر نفرات اعزامی به مسابقات جهانی اینجا را کلیک کنید